تبليغاتX
gooleroz

+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/12/18 و ساعت 17:23 |

چطور
از دام مشاجره بگریزیم؟
 

8795A7471X.jpg

ساعت از 3بعدازظهر گذشته بود که صدای گریه بی‌امان، سکوت این ساعت از روز را شکست.
صدا چنان مضطرب و پریشان بود که هرچند از پنجره به بیرون سرک نکشیدم و چیزی ندیدم اما شک نداشتم که این گریه بی‌امان و غمگین توجه همه همسایه‌ها را جلب کرده است.
صدا کم‌کم بالا‌تر رفت و تبدیل به جنجالی تمام عیار شد. روان‌شناسان دلایل متعددی را برای جر و بحث زوج‌ها عنوان می‌کنند اما معتقدند برخی دلایل، بیش از علت‌های دیگر باعث جر و بحث میان زوج‌ها می‌شود.
اما آیا می‌توان این جنجال‌ها را کم کرده و حتی از بین برد؟ می‌توان ریشه این جنجال‌های زناشویی را شناخت و مانع از بروز آن شد؟ شک نکنیم حل هر مخالفت و جنجالی می‌تواند ما را یک قدم به‌هم نزدیک‌تر کند.
در این شماره قصد داریم درباره علت‌های اصلی جر و بحث میان زوج‌ها و راهکارهای جلوگیری از بروز آن بیشتر بدانیم.
همان‌طور که گفتیم روان‌شناسان دلایل مختلفی را برای جر و بحث میان زوج‌ها بیان می‌کنند و معتقدند در سال‌های نخست ازدواج هر تفاوت دیدگاه و اختلاف نظری دلیلی برای جر و بحث است.
از مهم‌ترین دلایل مشاجره بین زوج‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد:
- مشکلات اقتصادی، روابط زناشویی ناموفق، مشکلات کاری، بحث سر فرزندان و تقسیم وظایف منزل نخستین دلایل جر و بحث بین زوج‌ها است.
- اختلاف‌نظر و ناهماهنگی عقاید رتبه دوم علل مشاجره بین زوج‌هاست.
اکثر زوج‌ها ظرافت‌های«صحبت کردن با هم» را بلد نیستند و همین مسئله باعث جر و بحث و اختلاف آنها می‌شود. باید یاد بگیریم که حرف یکدیگر را بشنویم و درست با هم صحبت کنیم.
- زمینه ارثی یا مشکلات روحی- روانی دوران کودکی. افرادی که در کودکی جدایی والدین، فقر فرهنگی یا اقتصادی خانواده، آزارهای روحی- روانی یا جنسی یا جسمی را تحمل کرده‌اند، در بزرگسالی به افرادی عصبی و ناآرام تبدیل می‌شوند.
این افراد نمی‌توانند ارتباط خوبی با همسرانشان داشته باشند.
- دلایلی مانند فراموش کردن تاریخ تولد همسر، سالگرد ازدواج و اتفاقاتی از این دست آخرین دلیل مشاجره بین زوج‌هاست.

چگونه به هم شلیک می‌کنیم
دلیل مشاجره هر چه که باشد در اغلب موارد - به‌ جز موارد خاص - جمله‌های تقریبا مشابهی (در حین دعوا) بین زن و مرد رد و بدل می‌شود.
در حین مشاجره کمتر به موضوع اصلی اشاره كرده و به هر شکل ممکن فقط شخصیت یکدیگر را خرد می‌کنیم.
اگرچه روان‌شناسان «سکوت کردن در برابر رفتارهای نامناسب طرف مقابل» را روش مناسبی در زندگی مشترک نمی‌دانند اما مشاجره را هم راه خوبی برای رفع مشکلات نمی‌دانند اما آنچه باید در هر مشاجره‌ای مورد توجه هر دو طرف قرار بگیرد، «حفظ حرمت‌ها»ست.
به این معنی که در حین مشاجره نباید حرفی بزنیم یا رفتاری انجام بدهیم که بعد از دعوا این‌قدر از همسرمان شرمنده باشیم که نتوانیم و ندانیم که دوباره چطور با او رودررو شویم.
پافشاری روی عقاید و فریاد زدن‌های بی‌دلیل، تکرار مسائل گذشته، بهانه‌جویی‌هایی که خودمان هم می‌دانیم غیرمنطقی است، همگی نشان می‌دهد که اکثر جر و بحث‌های ما دلیل روشنی ندارد.انگار فقط قصد داریم که با فریاد و ناسزا با هم زورآزمایی کنیم!
در حین مشاجره استفاده از جمله‌هایی که با ضمیر «من» شروع می‌شوند مثل؛ «من دوست دارم»، «من می‌دانم» و.. یا به کار بردن کلمه‌های تاکیدی مثل «اصلا»، «همیشه» و «باید» مانند «تو اصلا حرف من را نمی‌فهمی»، «تو همیشه برخلاف نظر من رفتار می‌کنی» نه‌تنها مشکلی را برطرف نمی‌کنند بلکه باعث بالا گرفتن دعوا و از بین رفتن حرمت‌ها می‌شود.
نقل قول کردن از طرف دیگران هم رفتار بسیار نادرستی است که در اغلب مشاجره‌ها دیده می‌شود. مثلا اینکه؛ «مادر من همیشه به من می‌گفت که تو عرضه کار کردن نداری اما من باورم نمی‌شد». این نقل قول‌ها نه تنها مشکلی را برطرف نمی‌کند بلکه باعث عصبانیت بیشتر همسرمان هم می‌شود.
احساس حضور و دخالت دیگران در زندگی مشترک حس بسیار ناخوشایندی است که زن و مرد هیچ‌کدام تحمل آن را ندارند.
ناسزا گفتن، شکسته شدن حرمت بین زن و مرد، بی‌آبرو شدن در مقابل همسایه‌هایی که صدای مشاجره ما را می‌شنوند و اثرات روحی- روانی بسیار نامناسب ناشی از این جنجال مانند احساس ناامنی در زندگی مشترک، سرد شدن روابط زناشویی، ترس از بی‌علاقه شدن طرف مقابل به ما و زندگی مشترک و... همگی از تاثیرات نامطلوب مشاجره‌های ماست.

چگونه از دام مشاجره بگریزیم
مهارت گفت‌وگو کردن، تحمل شنیدن صحبت‌های طرف مقابل بدون عصبانیت و کمک گرفتن از مشاور و روان‌شناس راه‌هایی است که همه ما باید از آن آگاه باشیم.
اما اغلب ما این مهارت‌ها را بلد نیستیم و همین مسئله باعث مشاجره‌های بیهوده ما می‌شود.
بهتر است قبل از شروع هر جر و بحثی به این پرسش‌ها پاسخ بدهیم تا به احساس واقعی خود و همسرمان پی ببریم.
اگر به این پرسش‌ها صادقانه جواب بدهیم، شک نکنید که «صحبت کردن» برای رفع مشکل را به هر «مشاجره‌ای» ترجیح می‌دهیم.
- علت کلافگی ما یا همسرمان از خستگی و استرس ناشی از کار و زندگی روزمره است یا دلایل دیگری برای ناراحتی‌مان داریم؟
- ریشه اصلی عصبانیت ما یا همسر مان کجاست؟ آیا واقعا از همدیگر دلخور هستیم یا کسی یا چیزی ما را آزار داده است و قصد داریم با این دعوا و اوقات تلخی آرام بشویم؟
- دلیل جسمی‌ای مثل نزدیک شدن به زمان عادت ماهانه یا تغییرات روحی- جسمی تحمل ما را کم کرده است یا واقعا از دست همسرمان دلخور هستیم؟
- از مشاجره‌ای که قصد شروع آن را داریم چه نتیجه‌ای می‌گیریم؟ صحبت کردن مشکل ما را بیشتر حل نمی‌کند؟
- برای حل مسئله‌ای که در زندگی ما وجود دارد بهترین و اولین راه مشاجره است یا راه‌های بهتری هم برای حل مشکل وجود دارد؟
- از مراجعه به روان‌شناس یا مشاور برای حل مشکلات‌مان می‌ترسیم یا از اثرهای مثبت مشورت با این افراد آگاه اطلاع نداریم؟
- معذرت خواستن را نیاموخته‌ایم یا این کار را شکستن غرور بیجایمان می‌دانیم؟

از مشاجره‌ها بیاموزیم
روان‌شناسان معتقدند بهترین راه‌حل مشکلات، «گفت‌وگو» است نه مشاجره، اما مشاجره هم می‌تواند نكاتی را به ما بیاموزد.

- درس اول: در هر بار مشاجره چه نتیجه‌ای از آن می‌گیریم؟
آیا واقعا بعد از جر و بحث مشکل‌مان برطرف می‌شود یا مشکلی بر مشکلات‌مان افزوده می‌شود؟
- درس دوم: صحبت کردن درباره مشکلات‌مان ما را به نتیجه بهتری می‌رساند یا مشاجره كردن و جر و بحث؟
- درس سوم: رفتارهای نامناسب قبل را تغییر بدهیم و رفتارهای صحیح را جایگزین آن کنیم.
ثلا به جای دعوا بیشتر گوش بدهیم، تلاش کنیم به هر روشی که می‌دانیم عقایدمان را به‌هم نزدیک کنیم، به همسرمان اجازه اظهار نظر بدهیم، از مشاور کمک بگیریم و... به این ترتیب کمتر شاهد مشاجره‌های بی‌دلیل خواهیم بود.
درس چهارم: چه کنیم تا به جای مشاجره یک گفت‌وگوی «انتقادی» داشته باشیم. یعنی اینکه با تغییر لحن صحبت کردن، آرام کردن شرایط گفت‌وگو، جلوگیری از به کار بردن کلمات تحقیرآمیز و زشت و... از هم انتقاد کنیم اما مشاجره نکنیم.
- درس پنجم: مسئله‌ای که برای آن جر و بحث می‌کنیم چقدر ارزش دارد؟ آیا به اندازه به‌هم خوردن آرامش و سلامت روحی- روانی ما ارزش دارد؟
- درس ششم: ‌دخالت و تلقین دیگران باعث مشاجره ما می‌شود یا به راستی مشکلی در رابطه یا رفتار ما وجود دارد؟
روان‌شناسان معتقدند زوج‌هایی که مهارت «گوش کردن» و «صحبت کردن» را آموخته‌اند، به‌جای مشاجره بیهوده، با هم صحبت می‌کنند تا مشکلات‌شان را برطرف کنند.
گفت‌وگو در شرایط آرام و به‌دور از هر تنش و عصبانیتی بهترین راه‌حل برطرف کردن مشکلات است.
نتیجه اغلب مشاجره‌ها چیزی جز آسیب دیدن روابط زناشویی نیست
+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/12/18 و ساعت 17:21 |
http://www.petals.com.au/products/new-baby/images/Teddy-With-Roses/Teddy-with-Roses-Pink-C_large.jpg





يكي از مهمترين پرسش هايي كه مي توانيد از خودتان بپرسيد اين است كه « آيا مي خواهم "حق" با من باشد – يا مي خواهم خوشحال باشم؟ » بسياري اوقات، اين دو پرسش يكديگر را نفي مي كنند.


حق به جانب بودن و دفاع از مواضع خود ، مستلزم صرف نيروي ذهني بسيار زيادي است و اغلب ما را با اشخاصي كه در زندگي مان هستند بيگانه مي كند. لازمه حق به جانب بودن ما – يا لازمه حق به جانب نبودن اشخاص ديگر – آنها را ترغيب به دفاع مي كند و ما را تحت فشار قرار مي دهد كه به دفاع ادامه دهيم. با وجود اين ، بسياري از ما (گاهي من هم همين طور) مقدار زيادي وقت و نيرو صرف مي كنيم تا ثابت كنيم ( يا نشان دهيم ) كه حق به جانب ماست – و يا اين كه ديگران در اشتباه هستند. بسياري از مردم ، آگاهانه يا ناآگاهانه بر اين باورند كه تا حدي وظيفه آنهاست كه به ديگران نشان دهند كه چطور مواضع ، گفتارها و نقطه نظرهاي آنها نادرست است و اين كه در انجام چنين وظيفه اي، شخصي كه از اشتباه در مي آيد به نحوي از آن سپاسگزاري خواهد كرد، يا دست كم چيزي ياد مي گيرد: حق به جانب نبودن را!

در اين باره فكر كنيد. آيا تا به حال شده كه كسي شما را از اشتباه درآورد ؟ و آنوقت شما به كسي كه تلاش مي كرد حق با او باشد گفته ايد « از اين كه نشان داديد من در اشتباهم و حق با شماست خيلي متشكرم . حالا مي فهمم ، واقعاً محشريد! » اصلاً كسي را مي شناسيد كه وقتي او را از اشتباه در آورديد يا خود را به قيمت حق به جانب نبودن او ، « حق به جانب » نشان داديد از شما تشكر كرده باشد ( يا حتي با شما موافق بوده باشد )؟ البته كه نه. حقيقت اين است كه همه ما از اين كه كسي ما را از اشتباه در بياورد نفرت داريم. همه مي خواهيم كه ديگران موضع ما را محترم بشمارند و درك كنند . شنونده و شنوا بودن يكي از بزرگترين آرزوهاي قلبي انسان است. و آنهايي كه گوش كردن را ياد مي گيرند عزيزترين و محترم ترين اشخاص هستند. آنهايي كه عادت دارند ديگران را اصلاح كرده و از اشتباه در آورند اغلب مورد نفرت واقع مي شوند و از آنها دور مي شوند.





البته اين طور نيست كه حق به جانب بودن هيچ وقت درست نباشد – گاهي اوقات واقعاً بايد حق به جانب شما باشد يا بخواهيد كه حق به جانب باشيد. شايد برخي مواضع فلسفي مانند وقتي كه اظهار نظر يك نژادپرست را مي شنويد وجود داشته باشد كه نمي خواهيد تغيير عقيده بدهيد. در اينجا مهم است كه نظرتان را ابراز كنيد.

يك راهبرد عالي و عميق براي آرام تر و با محبت تر شدن اين است كه تمرين كنيم به ديگران اجازه دهيم از حق به جانب بودن شاد شوند – به آنها فرصت دهيم كه بدرخشند. پس ، از اصلاح ديگران دست برداريد. هر چند كه ممكن است تغيير اين عادت سخت باشد ، ارزش تلاش و تمرين لازم را دارد. وقتي كه شخصي مي گويد « حقيقتاً احساس مي كنم مهم است كه... » ، به جاي آن كه توي حرف او بدويد و بگوييد « نه، مهمتر آن است كه ... » ، و يا يكي ديگر از صدها نوع جملات اصلاح مكالمه را به كار بريد ، فقط بگذاريد حرفش را بزند و اجازه دهيد كه بيان او برتر باشد. در اين صورت مردم اطراف شما كمتر تدافعي و بيشتر با محبت خواهند شد. آنها براي شما بيش از آنچه كه فكرش را بكنيد ارزش قائل خواهند شد، حتي اگر دقيقاً علت آن را ندانند. شما شادي شركت داشتن و شاهد خوشحالي ديگران بودن را درك خواهيد كرد كه بسيار بيش از جنگ من ها Ego)) است. شما به هيچ وجه مجبور نيستيد حقايق فلسفي عميق يا عقايد قلبي خود را فدا كنيد، اما از امروز اجازه دهيد كه بيشتر اوقات « حق » با ديگران باشد!
+ نوشته شده توسط nazanin در 2007/12/16 و ساعت 4:57 |


Powered By
BLOGFA.COM


f="http://persianweblog.ir/topblogs/zanan.aspx"> محبوب ترین وبلاگ های زنان ارسال به 100 درجه کلوب دات کام